-
اوجی نطنزی
1401/10/10 12:25
ساغر به غیر داد و ز رشکم خراب ساخت آتش به دیگری زد و ما را کباب ساخت اوجی نطنزی
-
سالک قزوینی
1401/10/10 12:22
در جوانی نتوان از می و معشوق گذشت قد خم گشته بر این آب مگر پل بندد سالک قزوینی
-
راقم مشهدی
1401/10/10 12:20
در وطن هر که کند میل ترقی بیجاست قطره در ابر محال است که گوهر گردد راقم مشهدی
-
محوی همدانی
1401/10/10 12:18
زان ساکن کربلا شدستی، کامروز در مقبرهی یزید حلوایی نیست محوی همدانی
-
صابر همدانی
1401/10/10 12:17
بلبل نبود عاشق گل، این کلاه را ما بافتیم و بر سر مردم گذاشتیم صابر همدانی
-
میرزا محمدعلی شیرازی
1401/10/10 12:12
شد یقین از قصهی یوسف که از اعجاز حسن کف بریدن نیست مشکل، دل بریدن مشکل است میرزا محمدعلی شیرازی
-
رونقی همدانی
1401/10/10 12:10
به گریه گفتمش ای گل دلم به هیچ بخر به خنده گفت که در جنس خویش آب مکن رونقی همدانی
-
بابا فغانی شیرازی
1401/10/10 12:07
دنبال کرد خیل غمت اهل درد را من ناتوانتر از همه بودم، مرا گرفت بابا فغانی شیرازی
-
محمدرضا شفیعی کدکنی
1401/10/10 12:05
چون صاعقه در کورهی بی صبریام امروز از صبح که برخاستهام ابریام امروز محمدرضا شفیعی کدکنی
-
آسوده شیرازی
1401/10/10 12:04
یک تن آسوده در جهان دیدم آن هم آسودهاش تخلص بود آسوده شیرازی
-
تاثیر مشهدی
1401/10/10 12:01
نالهی جانسوزم از بس دلنشین افتاده است هیچ کوهی برنمیگرداند این فریاد را تاثیر مشهدی
-
خصمی
1401/10/10 11:59
ساقی بده آن باده که از هوش خود افتم من بار خودم، یک نفس از دوش خود افتم خصمی
-
ملهمی تبریزی
1401/10/10 11:31
بر دوش من خسته مکن دست حمایل عاقل نکند تکیه به دیوار شکسته ملهمی تبریزی
-
اسکندر آبادی
1401/10/10 11:28
تو دری مچِد، دلی من دسد نه میشِد کندد، نه میشِد بسِد روزی عاشورا، عرقی جلفایی نه میشد خوردِد، نه میشد نسد تو گلی غمزه ی جلو چشمی دل نه میشد بود کرد، نه میشد دس زِد دلی من گربه س، سنبلتیفم شنیده س بودا، آ شده س مسد نیمیگم اصی نبودم عاشق ولی عشقی تو همه را پس زد برا من بسِس که تو آلو شی تا به ما بلکی برسد هسد برا من بسس...
-
صادقی ملا رِجِب
1401/10/10 10:59
تا اون شکوفهیی بُسًونی دل کناری مَنِس سه زرع برف بیفتِد بازم بهاری مَنِس درازی شب یلدا و کوچهیی جلفا سرْ هَمِش بوکونی ، نصفی زلفی یاری مَنِس صادقی ملا رِجِب
-
نصیب اصفهانی
1401/10/10 10:47
گهی وصال و گهی هجر یار میکشدم به هر طریق غم روزگار میکشدم نصیب اصفهانی
-
مظاهر مصفا
1401/10/10 10:45
من غم از دردهای کم دارم چون ز حد بگذرد چه غم دارم ؟ مظاهر مصفا
-
محمد قهرمان
1401/10/10 10:43
به روی هر چه گشودیم چشم غیر از دوست به جان او که ستم بر نگاه خود کردیم محمد قهرمان
-
نشانی دهلوی
1401/10/10 10:38
دوست آن است کو معایب دوست همچو آیینه روبرو گوید نه که چون شانه با هزار زبان پشت سر رفته مو به مو گوید نشانی دهلوی
-
سریال دیدن
1401/10/10 10:18
1- سریال دیدن: مرگ هم درست مثل زندگی لیاقت میخواد!
-
سریال دیدن
1401/10/10 10:18
1- سریال دیدن: روزهای غمگین بیشتر از روزهای شاد دوام نمیارن!
-
سریال دیدن
1401/10/10 10:17
1- سریال دیدن: بهترین راه برای محافظت بچهها اینه که باور کنند کاری ازت ساخته نیست!
-
سریال خانهی پوشالی
1401/10/10 10:16
1- سریال خانهی پوشالی: مردها از دعوای گربهها خوششون میاد ولی بذار این لذت را ازشون دریغ کنیم!
-
سریال خانهی پوشالی
1401/10/10 10:16
1- سریال خانهی پوشالی: چون میدونم صندلیای که تو این اتاق دوست داری روش بنشینی اونی نیست که الآن باسنت داره گرمش میکنه.
-
سریال خانهی پوشالی
1401/10/10 10:15
1- سریال خانهی پوشالی: دو جور درد داریم: دردهایی که آدم را قویتر میکنند و دردهای بیخاصیت که فقط اذیت میکنند. من حوصله چیزهای بیخاصیت را ندارم.
-
سریال خانهی پوشالی
1401/10/10 10:14
1- سریال خانهی پوشالی: خیلی مهمه که سیستماتیک و بیرحم باشی! همیشه میگن سه دسته داریم: چیزهایی که میخواهی نگهداری، چیزهایی که بعد به کارت بیان و چیزهایی که باید نابودشون کنی! داشت یادم میرفت همیشه دستهی چهارمی هم هست: چیزهایی که نمیدونی باهاشون چکار کنی!
-
سریال خانهی پوشالی
1401/10/10 10:14
1- سریال خانهی پوشالی: تو فکر آیندهام، کهنهها را میاندازم دور.
-
سریال خانهی پوشالی
1401/10/10 10:13
1- سریال خانهی پوشالی: تنها راه بیرون رفتن اینه که از اون اولش نری تو!
-
سریال خانهی پوشالی
1401/10/10 10:13
1- سریال خانهی پوشالی: آره کسانی که ما را خوب میسناسند راحتتر بهمون آسیب میزنند.
-
سریال خانهی پوشالی
1401/10/10 10:12
1- سریال خانهی پوشالی: روانشناسها خودشون مریضترین آدمها هستند.