خانه عناوین مطالب تماس با من

شاه کارها

شاه کارها

درباره من

من آفتاب پرستم (I am a chameleon) چنین که سجده برم بی‌حفاظ پیش جمالت / به عالمی شده روشن که آفتاب‌ پرستم ادامه...

دسته‌ها

ابر برجسب

دیالوگ کاریکلماتور آموزش زبان غنی کشمیری نجات اصفهانی رهی معیری رفیع مشهدی خواجه‌زاده کابلی فطرت مشهدی مشرقی مشهدی محمد مستقیمی راهی وحید قزوینی فاضل نظری کلیم کاشانی تک بیت

برگه‌ها

  • ترجمه و تسجیع صحیفه ی سجادیه
  • یادگارها, ماندگارها(تک نگاری ها)

جدیدترین یادداشت‌ها

همه
  • کلیم کاشانی
  • کلیم کاشانی
  • کلیم کاشانی
  • کلیم کاشانی
  • کلیم کاشانی
  • غنی کشمیری
  • غنی کشمیری
  • غنی کشمیری
  • غنی کشمیری
  • غنی کشمیری

بایگانی

  • دی 1401 166
  • آذر 1401 68
  • آبان 1401 16
  • مهر 1401 20
  • شهریور 1401 3
  • مرداد 1401 1
  • تیر 1401 2
  • خرداد 1401 5
  • اسفند 1400 2
  • بهمن 1400 27
  • آذر 1400 3
  • مهر 1400 15
  • شهریور 1394 6
  • مهر 1392 14

تقویم

دی 1401
ش ی د س چ پ ج
1 2
3 4 5 6 7 8 9
10 11 12 13 14 15 16
17 18 19 20 21 22 23
24 25 26 27 28 29 30

جستجو


آمار : 18963 بازدید Powered by Blogsky

عناوین یادداشت‌ها

  • خواجه‌زاده کابلی 1401/10/11 10:30
    بر رخ نشسته گرد غریبی بسی مرا نبود عجب اگر نشناسد کسی مرا خواجه‌زاده کابلی
  • خواجه‌زاده کابلی 1401/10/11 10:29
    یار با غیر مست می‌گذرد نیک و بد هر چه هست می‌گذرد خواجه‌زاده کابلی
  • میرزا حسینی 1401/10/11 10:25
    هر جور را هزار دلیل آورد به پیش یا رب که دلستان کسی نکته‌دان مباد میرزا حسینی
  • غضنفر کرجاری 1401/10/11 10:22
    کس ندیدم که دل آزارد و آزرده شود غیر خوی تو که می‌رنجد و می‌رنجاند غضنفر کرجاری
  • حسابی نطنزی 1401/10/11 10:21
    به خانه‌اش روم و این کنم بهانه‌ی خویش که مست بودم و کردم خیال خانه‌ی خویش حسابی نطنزی
  • مقیمی ترکمان تبریزی 1401/10/11 10:18
    به فردا وعده زان رو می‌دهد یار که می‌داند شب ما را سحر نیست مقیمی ترکمان تبریزی
  • قائم مقام فراهانی 1401/10/11 10:17
    زاهد چه بلایی تو که این رشته‌ی تسبیح از دست تو سوراخ به سوراخ گریزد قائم مقام فراهانی
  • مقیما احسان مشهدی 1401/10/11 10:12
    فریب تربیت باغبان مخور ای گل که آب اگر دهد از تو گلاب می‌گیرد مقیما احسان مشهدی
  • غلامرضا شکوهی 1401/10/11 10:10
    بندی به پای دارم و باری گران به دوش در حیرتم که شهره به بی‌بند و باری‌ام غلامرضا شکوهی
  • رضا شیبانی 1401/10/11 10:09
    چون ماهی فتاده به قلاب، ناگهان زیر سوال رفته‌ام از لب گشودنم رضا شیبانی
  • علیرضا قزوه 1401/10/11 10:07
    کاشکی جرم عیان بودم و تقوای نهان پیش تقوای عیان، جرم نهان را چه کنم ؟ علیرضا قزوه
  • محمد علی جوشایی 1401/10/11 10:05
    مشکل از سبک عراقی و خراسانی نیست همه با قافیه‌ی عشق مصیبت دارند محمد علی جوشایی
  • محمود حبیبی 1401/10/11 10:03
    هر کس که حسن داشت شهید جمال شد قالی به دار رفته‌ی زیبایی خود است محمود حبیبی
  • یاسر قنبرلو 1401/10/11 10:02
    هشتاد ضربه حکم حقیری است محتسب دارم بزن که مستی‌ام از حد گذشته است یاسر قنبرلو
  • محسن عابدی 1401/10/11 10:00
    یعقوب گریه کن که شفایت نمی‌دهد پیراهنی که بوی زلیخا گرفته است محسن عابدی
  • آشفته ایروانی 1401/10/11 09:59
    دستی به دامن تو و دستی به آسمان دستی دگر کجاست که خاکی به سر کنم ؟ آشفته ایروانی
  • ابوالقاسم میرفندرسکی 1401/10/11 09:57
    یک بوسه از رخت ده و یک بوسه از لبت تا هر دو را چشیده بگویم کدام به ابوالقاسم میرفندرسکی
  • روشنی همدانی 1401/10/11 09:56
    چه آتشی تو ندانیم و این چه تأثیر است که هر که دورتر از توست بیشتر سوزد روشنی همدانی
  • حاجی گیلانی 1401/10/11 09:54
    گویند مردمان که به میخانه‌ها مرو این‌ها حکایتی است که باید شنید و رفت حاجی گیلانی
  • غنیمت پنجابی 1401/10/11 09:52
    سجود زاهدان و عشق بازان فرق‌ها دارد چه نسبت سر به خاک افکنده را با خاک بر سرها ؟ غنیمت پنجابی
  • فرخی یزدی 1401/10/11 09:51
    مجنون که به دیوانه‌گری شهره‌ی شهر است در دشت جنون همسفر عاقل ما بود فرخی یزدی
  • حسین زحمتکش 1401/10/11 09:48
    حسابم را جدا کن از حساب دیگران ساقی دو جام از آنچه خود گهگاه می‌نوشی محبت کن حسین زحمتکش
  • خیام 1401/10/10 12:45
    من بنده‌ی آن دمم که ساقی گوید یک جام دگر بگیر و من نتوانم خیام
  • مهرداد اوستا 1401/10/10 12:43
    از درد سخن گفتن و از درد شنیدن با مردم بی‌درد ندانی که چه دردی است مهرداد اوستا
  • محمد شیخی 1401/10/10 12:41
    مشکل شرعی ندارد بوسه از لب‌های تو میوه‌ی بیرون زده از باغ حق عابر است محمد شیخی
  • ناصح تبریزی 1401/10/10 12:39
    مغرور بر آن مشو که خواندی ورقی زان روز حذر کن که ورق برگردد ناصح تبریزی
  • انسی شاملوی هروی 1401/10/10 12:37
    دیوانه باش تا غم تو دیگران خورند آن را که عقل بیش، غم روزگار بیش انسی شاملوی هروی
  • میرزا محمد لواسانی 1401/10/10 12:34
    من گنگ خواب دیده و عالم تمام کر من عاجزم ز گفتن و خلق از شنیدنش میرزا محمد لواسانی
  • مخلص هندوستانی 1401/10/10 12:30
    در مجلس خود راه مده همچو منی را که افسرده دل افسرده کند انجمنی را مخلص هندوستانی
  • تسلیم خراسانی 1401/10/10 12:29
    پیش از ایام سر زلف تو ای جان جهان این قدر جمع نبودند پریشانی چند تسلیم خراسانی
  • 348
  • 1
  • 2
  • 3
  • صفحه 4
  • 5
  • ...
  • 12