-
خواجهزاده کابلی
1401/10/11 10:30
بر رخ نشسته گرد غریبی بسی مرا نبود عجب اگر نشناسد کسی مرا خواجهزاده کابلی
-
خواجهزاده کابلی
1401/10/11 10:29
یار با غیر مست میگذرد نیک و بد هر چه هست میگذرد خواجهزاده کابلی
-
میرزا حسینی
1401/10/11 10:25
هر جور را هزار دلیل آورد به پیش یا رب که دلستان کسی نکتهدان مباد میرزا حسینی
-
غضنفر کرجاری
1401/10/11 10:22
کس ندیدم که دل آزارد و آزرده شود غیر خوی تو که میرنجد و میرنجاند غضنفر کرجاری
-
حسابی نطنزی
1401/10/11 10:21
به خانهاش روم و این کنم بهانهی خویش که مست بودم و کردم خیال خانهی خویش حسابی نطنزی
-
مقیمی ترکمان تبریزی
1401/10/11 10:18
به فردا وعده زان رو میدهد یار که میداند شب ما را سحر نیست مقیمی ترکمان تبریزی
-
قائم مقام فراهانی
1401/10/11 10:17
زاهد چه بلایی تو که این رشتهی تسبیح از دست تو سوراخ به سوراخ گریزد قائم مقام فراهانی
-
مقیما احسان مشهدی
1401/10/11 10:12
فریب تربیت باغبان مخور ای گل که آب اگر دهد از تو گلاب میگیرد مقیما احسان مشهدی
-
غلامرضا شکوهی
1401/10/11 10:10
بندی به پای دارم و باری گران به دوش در حیرتم که شهره به بیبند و باریام غلامرضا شکوهی
-
رضا شیبانی
1401/10/11 10:09
چون ماهی فتاده به قلاب، ناگهان زیر سوال رفتهام از لب گشودنم رضا شیبانی
-
علیرضا قزوه
1401/10/11 10:07
کاشکی جرم عیان بودم و تقوای نهان پیش تقوای عیان، جرم نهان را چه کنم ؟ علیرضا قزوه
-
محمد علی جوشایی
1401/10/11 10:05
مشکل از سبک عراقی و خراسانی نیست همه با قافیهی عشق مصیبت دارند محمد علی جوشایی
-
محمود حبیبی
1401/10/11 10:03
هر کس که حسن داشت شهید جمال شد قالی به دار رفتهی زیبایی خود است محمود حبیبی
-
یاسر قنبرلو
1401/10/11 10:02
هشتاد ضربه حکم حقیری است محتسب دارم بزن که مستیام از حد گذشته است یاسر قنبرلو
-
محسن عابدی
1401/10/11 10:00
یعقوب گریه کن که شفایت نمیدهد پیراهنی که بوی زلیخا گرفته است محسن عابدی
-
آشفته ایروانی
1401/10/11 09:59
دستی به دامن تو و دستی به آسمان دستی دگر کجاست که خاکی به سر کنم ؟ آشفته ایروانی
-
ابوالقاسم میرفندرسکی
1401/10/11 09:57
یک بوسه از رخت ده و یک بوسه از لبت تا هر دو را چشیده بگویم کدام به ابوالقاسم میرفندرسکی
-
روشنی همدانی
1401/10/11 09:56
چه آتشی تو ندانیم و این چه تأثیر است که هر که دورتر از توست بیشتر سوزد روشنی همدانی
-
حاجی گیلانی
1401/10/11 09:54
گویند مردمان که به میخانهها مرو اینها حکایتی است که باید شنید و رفت حاجی گیلانی
-
غنیمت پنجابی
1401/10/11 09:52
سجود زاهدان و عشق بازان فرقها دارد چه نسبت سر به خاک افکنده را با خاک بر سرها ؟ غنیمت پنجابی
-
فرخی یزدی
1401/10/11 09:51
مجنون که به دیوانهگری شهرهی شهر است در دشت جنون همسفر عاقل ما بود فرخی یزدی
-
حسین زحمتکش
1401/10/11 09:48
حسابم را جدا کن از حساب دیگران ساقی دو جام از آنچه خود گهگاه مینوشی محبت کن حسین زحمتکش
-
خیام
1401/10/10 12:45
من بندهی آن دمم که ساقی گوید یک جام دگر بگیر و من نتوانم خیام
-
مهرداد اوستا
1401/10/10 12:43
از درد سخن گفتن و از درد شنیدن با مردم بیدرد ندانی که چه دردی است مهرداد اوستا
-
محمد شیخی
1401/10/10 12:41
مشکل شرعی ندارد بوسه از لبهای تو میوهی بیرون زده از باغ حق عابر است محمد شیخی
-
ناصح تبریزی
1401/10/10 12:39
مغرور بر آن مشو که خواندی ورقی زان روز حذر کن که ورق برگردد ناصح تبریزی
-
انسی شاملوی هروی
1401/10/10 12:37
دیوانه باش تا غم تو دیگران خورند آن را که عقل بیش، غم روزگار بیش انسی شاملوی هروی
-
میرزا محمد لواسانی
1401/10/10 12:34
من گنگ خواب دیده و عالم تمام کر من عاجزم ز گفتن و خلق از شنیدنش میرزا محمد لواسانی
-
مخلص هندوستانی
1401/10/10 12:30
در مجلس خود راه مده همچو منی را که افسرده دل افسرده کند انجمنی را مخلص هندوستانی
-
تسلیم خراسانی
1401/10/10 12:29
پیش از ایام سر زلف تو ای جان جهان این قدر جمع نبودند پریشانی چند تسلیم خراسانی